خرید بک لینک
سلام منصوره جان سلام نفس لحظه های غمگنانه ی من ...سلام به تو که اسمت که میاد به قول روزبه بمانی حالم بد میشه ...اصلا توی لعنتی برابری با بعضی ۱۰ ساله ...۱۰ سال شد منصوره ...۱۰ سال یه عمره بخدااااا...من مردم تو لحظه های بی تو بودن و تو نبودی ...من سوختم و تو نبودی منصوره ...تویی که همیشه دلتنگت بودم و هستم و خواهم بود ...تویی که تا به اسمت و یادت و این لحظه که میرسم این بغض لعنتی میشکنه ...تو یه درده ناتمومی ...تو یه آهی هستی که تا دم آخر تو نفسم زندگی میکنه ...تو آه منی منصوره ...دلتنگتم عجیب و غریب ...هیچ راهی هم برای تماشات ندارم الا همون اینستاگرام لعنتی که مث دیوار چین تو رو از من دور کرده ...یه بن بستی که دوهزار متر دیوارش ارتفاع داره و من ته این بن بست هیچچچچ راهی ندارم برای به تو رسیدن ...منی که از تو راه برگشتی ندارم به سمت تو هم هیچ راهی ندارم !!!!نه حتی یه شماره ای که دلخوش بشم بهش ...تو نیستی و من درد میکشم منصوره ...درد میکشم درد میکشم و درد میکشم ...تو نیستی و من هنوز ...دلم برات تنگ شده منصوره ی من ...تا قیام قیامت این میم مالکیت ته اسم تومختص به خودمه ...دلتنگتم منصوره ی من ...

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 18:05

بعضی وقتا مث الان دیگه تنم دستام اصلا روحم نمیکشه که از تو بخوام بنویسم ...!!!نه که نتونمااااا میتونم ...ولی حجم دردی که تک تک سلولهای وجودم از نبودنت میکشن کار و برام سخت میکنه ... چشمام دیگه کلهم تار میبینه از شدت بغضی که شکسته شده ... و اینها دست من نیست ...اینها دست من نیست ... دوست داشتنت دست من نیست ... دلتنگت نشدن دست من نیست ... خواستنت دست من نیست و حتی نخواستنت هم دست من نیست...۱۰ سال گذشته از نبودنت و از خواستنت کم نشده ... سالهایی که جز دوری تو چیزی به من نزدیک نبوده ...فقط دوری بوده و دوری و دوری ...تو از من هی دور و دورتر شدی و من هی به دوری از تو نزدیک و نزدیک تر ...دلم برات تنگ شده زیبای خواب آلود من ...اصلا هر وقت به اینجاها که میرسم باز چشام تار میشه ...آه...خودآزاری عجیبی شده دوست داشتنت خواستنت ...حسایی که همیشه تو این ۱۰ سال فقط یکطرفه بوده ...اما باور کن همین خودآزاری هم دست من نیست ...دلم برات تنگ شده منصوره ...تولدت مبارک ماهتاب من ❤️

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 18:05

هنوزم تو شبهاتاگه ماه و داریمن اون ماه و دادمبه تو یادگاری ...یه عذر خواهی به تمام مخاطبان این وبلاگ به شدت بدهکارم ...امیدوارم که حال دلتون همیشه خوب باشه و برسید به خواسته های به حق و دلی که دارین ...الان تو اینستا به منصوره تبریک گفتم / سعی کردم همیشه اولین نفر باشم / نمیدونم چقدر موفق بودم !!!!؟؟؟ به هر حال خیلی سال گذشته / احساسات آدما قابل تغییره / من این حق رو به منصوره میدم که با هر کسی که دوست داره اوقاتش رو سپری کنه / خوش باشه خندون باشه شاد باشه / من همیشه عاشق روحیات شادش بودم / همیشه عاشق اون خنده های از ته دلش بودم / همیشه عاشق خودش بودم / هستم / و شوربختانه خواهم بود / اصلا نمیدونم چه رازی هست این مابین که بعد اینهمه سال با یادآوری خاطرات مشترکمون مثل همیشه بغض میکنم / اشک میریزم / بخدا اشک میریزم / مثل همین الان / اصلا آدم جانماز آب بکشی نیستم / مخصوصا این چند سال اخیر / ولی واقعا با یادآوری منصوره و خاطراتمون بغض میکنم / بعد از منصوره و طی این ۱۰ سال منم تنها نبودم قطعا / اومدن و رفتن / غیر صمیمی و یا حتی کمی هم صمیمی / ولی هیچ کس منصوره نشد / نمیشه / و نخواهد شد برای من ........منصوره ای که قطع به یقین ۱۸۰ درجه که نه / احتمالا ۳۶۰ درجه تغییر کرده از هر لحاظ ...... ولی من با خاطراتمون خوشم ....همین و بس ....تولدش مبارک من / خودش و شماها که این سالها غمنومه های منو تحمل کردین / غیبت های منو تحمل کردین و با عشق به من گفتین غمنومه بنویسم ......دلتنگ منصوره ام ...همیشه و همه جا و همه حال ...امیدوارم حالش خوب باشه ...لباش خندون باشه ...چال لپاش مث همون موقع ها باشه ...آخ اگه بدونین چقد ناز میخندید ....هنوز صدای خنده هایش تو گوشمه ...هنوز .......حال دلتون خوب با

برچسب: نویسنده: بردیا رحیمی تاريخ: چهارشنبه 15 تير 1401 ساعت: 18:05

صفحه بندی